Shopping Cart
چرا دانشگاه خوب نیست و چطور میتوان از طریق دانشگاه به موفیت رسید

چرا دانشگاه خوب نیست؟ مزایا و معایب دانشگاه | اصلا چطوری مدرسه و دانشگاه بوجود آمد + ویدیو

چرا دانشگاه خوب نیست و چرا نباید دانشگاه بریم؟ جواب به این سادگی ها نیست ابتدا میخواهم زندگینامه تعدادی از میلیاردرهای ایرانی را که به مدرسه و دانشگاه نرفته اند را با شما در میان بگذارم که بدانید چگونه موفق شدن و سپس در ادامه این مقاله از سایت بیکار نه به این میپردازیم که چرا دانشگاه خوب نیست و مزایا و معایب دانشگاه رفتن چیست و اگر کسی بخواهد دانشگاه برود چگونه میتواند به موفقیت برسد. پیشنهاد میکنم ویدیویی که تهیه شده در این باره راه حتما ببینید.

عاقبت فرار از مدرسه و ترک تحصیل باعث شده این آدم ها میلیاردر بشن و اگر ادامه تحصیل میدادن احتمالا الان یک کارمندی چیزی بودن

ایوب پایداری، پدر صنعت بستنی ایران صاحب کارخانه عظیم الجثه میهن، در روستا و در خانواده ای با مشکلات مالی  بدنیا آمد. مثله بقیه جوان های روستاشون دوست داشت به تهران برود و در نهایت در ۱۵ سالگی با ترک تحصیل به تهران رفت و در یک شیرینی فروشی مشغول کار شد. کم کم پول جمع کرد و یک دستگاه بستنی فروشی سیار خرید و در زمانی که مزد کارگر روزانه ۱۷ تومن بود این اقا روزی ۱۷۰ تومن درامد داشت و به گفته خودش این چرخ دستی را روزی ۲۵ کیلومتر حل می داده و بستنی میفروخته که بعدها کارگاه تولید بستنی و بعد هم کارخانه را میهن تاسیس کرد.

فاطمه طریقت منفرد، مالک رستوران هانی، یکی از میلیاردرهای ایرانی است که به دلیل سنتی بودن خانوادش اجازه تکمیل تحصیلات نداشت و در همان نوجوانی ازدواج کرد و بعد از ورشکست شدن همسرش شروع کرد به تاسیس یک رستوران. درست مثل پدرش که مالک رستوران طریقت بوده.

مرتضی سلطانی، موسس زر ماکارون با فقر و تنگدستی، مرتضی به دبستان رفت بعد از مدرسه هم قبر می‌شست و پول جمع می‌کرد. بعد از گرفتن دیپلم، مرتضی درس را نیمه‌ کاره رها کرد و برای رسیدن به آرزوهاش به تهران سفر کرد. از طریق یکی از دوستاش با سوله سازی آشنا شد و در این کار به موقعیت خوبی رسید بعد با گندم دوروم و آرد سمولینا آشنا شد که باعث شد کارخانه تولید آرد راه بندازه و چون آردها فروش نرفت کارخانه زر ماکارون را تاسیس کرد و با همین آردها ماکارونی تولید کرد.

 

 

حالا اینکه این آدم ها مدرسه نرفتن یعنی راز میلیاردر شدن در مدرسه و دانشگاه نرفتن است؟

چرا دانشگاه خوب نیست آیا باید از دانشگاه انصراف بدی که آدم موفقی بشی؟

عاقبت فرار از مدرسه و دانشگاه

هر کسی که مدرسه دانشگاه نرفته آدم موفقی نیست و برعکس هر کسی هم که مدرسه دانشگاه رفته بدبخت نشده قطعا آدم هایی هستن که بخاطر داشتن تحصیلات، موفق و میلیاردر شدن اما خود نظام آموزشی  با این روش آموزش کسی را به جایی نمی رساند.مدل آموزش مدرسه و دانشگاه ما مال صد سال پیش است و بدرد امروزه نمیخورد.

قبل از اینکه بگم مدل آموزشی درست چیست و چطور یک دانشجو میتواند به موفقیت برسد بیا ببینیم چی شد که اصلا مدرسه و دانشگاه بوجود آمد؟ چه کسی آن را اختراع کرد؟ و این نظام آموزشی از کجا بوجود آمد؟

بخوانید:  با سرمایه کم چه کاری شروع کنم پاسخ از زبان یک کارآفرین

مدرسه از قدیم به شکل ابتدایی وجود داشته مثلا در چین، هند و یونان مدرسه هایی بوده که فنون رزمی و جنگی را آموزش می دادند یا در این کشورها مدرسه هایی برای آموزش مسائل مذهبی وجود داشته درست مثل مکتب خانه که در ایران وجود داشت.

اما کسی که سیستم آموزشی جدید را بنیان گذاری کرد شخصی بود به نام هوراس من که با الهام گرفتن از همین مدرسه های قدیمی آمد و در ایالت ماساچوست آمریکا و در سال ۱۸۳۷ میلادی سیستم آموزشی را توسعه داد تا علوم مبتدی را به بچه ها آموزش بدهند و کمی بعد این مدل مدرسه در تمام ایالت های آمریکا توسعه پیدا کرد و بعد هم در سال های ۱۹۰۰ میلادی تمام کشورها از این سیستم آموزشی استفاده کردن 

و این مسئله باعث شد اکثر مردم جهان سواد خواندن و نوشتن و سایر علوم را یاد بگیرند. مدرسه و دانشگاه از این نظر هنوز هم مفید است اما کمی به بیراهه رفته است. اینکه همه پدر مادرها و جامعه، مدرسه و دانشگاه را تنها راه موفقیت بدانند و این را به بچه ها تحمیل کنند باعث شده که بچه ها دنبال خطر کردن و ریسک کردن نباشند و خلاقیتشان از بین برود هوش شان کم شود و انگیزشان از دست بدهند. چون مجبورند فقط یک سری مطالب را که نمی دانند به چه دردشان می خورد حفظ کنند.

مدرسه و پدر مادرهایی که زیادی مراقب و نگران بچه هاشون هستن باعث میشن بچه ها بچه بمونن و بزرگ نشن حتی تا سن ۲۰ – ۲۵ سالگی هم وابسته هستن و آمادگی مستقل شدن را ندارند اما بنظر من این آمادگی میتواند خیلی زودتر اتفاق بیفتد بچه های امروزی می توانند از سن ۱۲ – ۱۳ سالگی پول درآوردن را شروع کنن و با این مسائل اقتصادی آشنا شوند ولی متاسفانه این جامعه و این سیستم آموزشی جلویشان را میگیرد

 و پول درآوردن و موفقیت را در قبول شدن در دانشگاه و مدرک گرفتن میبید.

یکی از دلایلی که قدیمی های ما می توانستند خیلی زود مستقل شوند این بوده که کسی جلوی پول درآوردن شان را نگرفته و از همان دوران کودکی و نوجوانی با این مسائل در کوچه بازار به صورت عملی آشنا شدند

اما چرا دانشگاه خوب نیست و مدل آموزش درست چیست و چطور دانشگاه می تواند یک دانشجو را به موفقیت برساند؟

دانشگاه چطور میتواند دانشجو را به موفقیت برساند

خب همه میدانیم که مدرسه و دانشگاه  یک سری سرفصل ها و کتاب ها تعیین میکند و میگویند فلان مقطع یا فلان رشته باید این کتابها را بخوانند و این امتحانات را قبول شوند همه ما در مدرسه و دانشگاه یکم تاریخ خواندیم یکم ادبیات خواندیم یکم ریاضی خواندیم و این یکم یکم ها ما را تبدیل کرده به همه چی دان از موضوعات مختلف یکم میدانیم و هیچ کدام از این یکم دانستن ها باعث نشده تا بتوانیم پول درست حسابی در بیاوریم شدیم یک دریا با عمق ۱۰ سانت که تازه همین ۱۰ سانت هم داره ذوب میشه و از یاد میبریم چرا؟

چون به ما گفتن حفظ کن تا امتحانت را قبول بشی و حفظ کردن یک سری مطالب که عمیق یاد نگرفتی و همینطور کم کاری بعضی اساتید و روش غلط تدریس باعث شده همان ۱۰ سانت هم کم کم ذوب بشه و عمری که گذاشتیم پولی که خرج کردیم هیچ و پوچ بشه

 

اما چطوری باید یادمان میدادند که ندادند؟

باید ما را از همدیگر تفکیک می کردند  چون بعضی هایمان با شنیدن یاد میگیریم بعضی هامون با نوشتن بعضی ها با دیدن  بعضی ها با خواندن و بعضی ها هم با انجام دادن همه ما یک شکل نیستیم و هر کدام از ما استعدادهای خاصی داریم ولی این سیستم آموزشی همه را یک شکل میبیند و به همین دلیل آن کسانی که با این سیستم آموزشی وفق دارن و استعدادی که خدا بهشون داده اتفاقی مطابق این سیستم آموزشی درآمده، میشن بچه زرنگ کلاس ها و بقیه میشن تنبل و با خودشان فکر میکنند که استعداد خاصی ندارند، و سرخورده میشوند حالا این روشی که گفتم باید آدم هارو تفکیک کنند، همین هم این روزها ثابت شده که آنچنان درست نیست چون همه ما استعداد یادگیری از طریق همه روش ها را داریم اما  ممکنه یک روش یادگیری روی یک نفر تاثیر بیشتری داشته باشد روی یک نفر تاثیر کمتر ولی سیستم آموزشی ما، همین روشی که کمی درسته را هم اجرا نکرده  و همه را یکی دانسته است به همین دلیل به این مطلب پرداختیم که چرا دانشگاه خوب نیست. اما جدیدترین روشی که باعث میشه همه دانش آموزان و دانشجوها مطالب را بهتر متوجه بشن، استفاده از محتوای آموزشی مولتی مدیا است یعنی مطلبی که داره آموزش داده میشه باید هم متن داشته باشه هم عکس و هم صدا، و هم ترجیحا بتوانند آن را عملی انجام بدهند

بخوانید:  مزایا و معایب شغل مکانیکی از زبان یک مکانیک با تجربه + ویدیو

دقیقا به همین دلیل که ما مثلا یک فیلم تاریخی را ببینیم بهتر در ذهنمان می ماند تا خواندن یک کتاب تاریخ. تازه همین روش هم شرط دارد شرطش این است که آن مطلب ساده سازی شده باشد  با مثال های مختلف و به صورت تصویری و درست ارائه بشود و مخاطب را با عمق محتوا و چرایی یادگیری آن مطلب آشنا کند. 

هر چیزی قابل فروش است و مثلا یک مدرس کمک های اولیه میتواند طوری درس بدهد که چرایی یادگیری این درس را به دانشجوهاش بفروشد میتواند قبل از شروع درس بگوید مثلا در مسافرت بودم تصادف شد و توانستم جان یک آدم را با همین دانش نجات بدم. و اینطوری دانشجو به اهمیت آن مطلب و چرایی یادگیری آن پی میبرد اگر هم مطلبی مهم نیست و قرار نیست جایی به درد کسی بخورد پس چه لزومی دارد که اصلا آموزش داده شود.

آموزش دادن خودش یک استعداد می خواهد که بعضی از اساتید و معلمان ما حتی نمی دانند آن دانش آموز یا دانشجو چی را نمی داند و چی را باید بداند و مطلب را از کجا باید شروع کند، که دانشجو بتواند با آن مطلب ارتباط برقرار کند  و فقط شروع میکنند از روی کتاب و سرفصل ها به درس دادن.

من یادمه از استاد ریاضی مان پرسیدیم برای چی باید ریاضی یاد بگیریم گفت من نمیدونم جزء درس ها است و باید پاسش کنید

سیستم آموزشی معیوب، معلم ها و اساتید ناکارآمد باعث میشوند خروجی دانشگاه یک سری جان باشند که انگار در مریخ درس خواندن و چیزهایی که بلد هستند فقط بدرد آنجا میخورد این خوب است که آدم راجب هر چیزی یک سری اطلاعات داشته باشد و این یک جورایی باعث میشود که بفهمی واقعا به چی علاقه داری و دوست داری کدام رشته و حرفه را ادامه بدهی چون تا وقتی مثلا فقط مزه سیب را چشیده باشی که نمیدانی بقیه میوه ها چطور هستند شاید یک میوه باشد که تو را خیلی جذب خودش کند و این را وقتی میفهمی که همه میوه ها را تست کرده باشی مدرسه و دانشگاه باعث میشوند یک سری میوه ها را مزه کنی ولی برنامه ای برای وقتی که از یکی خوشت آمد ندارند.

چرا دانشگاه خوب نیست

دانشگاه باید بتواند در آن رشته یا حرفه ای که دوست داری، تو را به یک متخصص تبدیل کند که با این وضعیت سیستم آموزشی امکان پذیر نیست و فکر میکنم حالا حالاها این مسئله درست نشود پس دانشجو خودش باید به فکر باشد و وقتی فهمید علاقه اش چیست قید دانشگاه را بزند و برود سراغ آن رشته و حرفه ای که علاقه دارد و در محیط واقعی و پیش بهترین های بازار که همین الان در بازار کار میکنند، شروع کند به یادگیری

یا اگر باید آن رشته را در دانشگاه یاد بگیرد مثل رشته های پزشکی و حقوق که تئوری هستند باید در کنار دانشگاه به صورت خودآموز هم برود دنبال آن تا سریع تر یاد بگیرد چون دانشجوهای همین رشته ها هم میتوانند خیلی سریع تر به مقصد برسند ولی با یاد دادن درس های اضافه زمان رسیدن به مقصد را طولانی میکنند.

بخوانید:  بازار کار تعمیرات ای سی یو و خدمات برق تخصصی خودرو از زبان یکی از تعمیرکاران حرفه ای

بازار به آدم های متخصص نیاز دارد نه به یک همه چی دان که از عهده هیچ کدومش به درستی برنیاید.

کسی که از اول میرود سراغ بازار واقعی و کارآموزی میکند، میفهمد که چه چیزی نمیداند و باید چه چیزی یاد بگیرد و میفهمد مشتری به چه چیزی نیاز دارد بنابراین خیلی سریع تر از کسی که همه امیدش به فارغ التحصیل شدن و مدرک گرفتن است رشد میکند. تازه با کار کردن در محیط واقعی میتواند با آدم های مختلف ارتباط برقرار کند و همین ارتباطات میتواند باعث شود بعدها بتواند برای خودش کار کند چون یک سری آدم ها میشناسنش و اعتبار کسب کرده است، تجربه بدست آورد است و ترسش ریخته است و اعتماد به نفسش بالا رفته است. ولی کسی که تازه فارغ التحصیل شود باید یکی یکی این ها را بدست بیاورد تا بتواند در بازار جا باز کند،  البته اگر بخواهد برای کسی کار کند و دلش بخواهد یک کارمند ساده باشد

مدرسه و دانشگاه چطور بوجود آمد و چه کسی آن را اختراع کرد + ویدیو

چرا دانشگاه خوب نیست؟ خب به عنوان جمع بندی این مطالبی که گفتم چند تا سوال جواب درست کردم

۱- آیا کسی که درس نخوانده یا دانشگاه نرفته نمی تواند موفق شود؟

قطعا میتواند نمونه هایش هم زیاده است ولی بدون دانش نمیتواند آن کسی که موفق شده حتما مواردی که لازم بوده را یاد گرفته است از کجا؟ هم کلی کتاب هست که میتوانسته بخواند و هم خود بازار خودش یک دانشگاه است و مطالب همین کتاب هایی که ما یاد میگیریم از لابه لای مردم و بازار گردآوری شده است.

۲- چرا دانشگاه خوب نیست و چه چیزهایی مهم تر از دانشگاه هستند که باید دانش آموزان و دانشجوها یاد بگیریند؟

پول درآوردن از همان بچگی باید یاد بگیرند حتی با فروش یک بسته شکلات باید اجازه داشته باشند که چیزهایی که فکر میکنند به دردشان می خورد را خودشان بخرند حتی اگر کلاه سرشان برود. خرید و فروش را باید یاد بگیرند و ترجیحا با پولی که خودشان بدست آوردن.

۳- آیا این همه مقدمه چینی برای یادگیری چیزی مثله کار کردن با یک دستگاه پیچیده در یک کارخانه لازم است؟

نه نیازی نیست. یک بچه ۱۰ -۱۲ ساله هم میتواند بعد از دو سه ماه نگاه کردن و کارآموزی با همان دستگاه به همون خوبی که یک نفر که رفته چند سال براش درس خوانده کار کند. ما فقط داریم راه رسیدن به مقصد را الکی طولانی میکنیم

۴- آیا اگر نظام آموزشی تغییر کند و درس ها مولتی مدیا بشود بازم لازم است موضوعات مختلف را یاد بگیریم؟

قطعا نه چون باعث میشه از یاد گرفتن بیزار بشی.  بنظر من هر کسی باید صرفا همان چیزهایی که بدرد کار و آینده اش می خورد را یاد بگیرد و نباید بیخودی تحصیل و یادگیری را طولانی کرد اینطوری وقتی یک نفر توانست پول در بیاورد و به آرزوهاش برسد آن موقع میرود سراغ یاد گرفتن موضوعات جدید و یادگیری برایش لذت بخش میشود نه زجر آور

۵-چرا هنوز خیلی ها برای رفتن به دانشگاه و کنکور دادن سر و دست میشکنند با اینکه خروجی دانشگاه کاملا مشخص است؟

چون به واسطه چیزی مثله کنکور دانشگاه به یک موضوع مهم تبدیل شده است هر چیزی که ورود به آن سخت باشد مهم می شود. درست مثله قرعه کشی های ایران خودرو و سایپا که هر دفعه برگزار میشود همه هجوم می برند و ثبت نام میکنند. هر چند کنکور تقریبا دارد کنار میرود ولی مهم بودن دانشگاه در ذهن جامعه هنوز وجود دارد و به این زودی ها فکر نکنم عوض شود

این ویدیو را در کانال یوتیوب نیز میتوانید تماشا کنید

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره کلیک کنید

میانگین امتیازات ۵ / ۵. امتیازات ۲

امتیازی ثبت نشده اولین نفری باشید که به این مقاله آموزشی امتیاز می‌دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

با عضویت در کانال یوتیوب ما، جدیدترین ویدیوهای بررسی انواع مشاغل را میبینی و میفهمی کدام شغل درآمد بیشتری داره و برای راه اندازی چقدر سرمایه لازم داره و میتوانی آنها را با هم مقایسه کنی